X
تبلیغات
یک جمله زیبا
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:19 | نویسنده : حسین
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:18 | نویسنده : حسین
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:17 | نویسنده : حسین



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:16 | نویسنده : حسین
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:14 | نویسنده : حسین



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:13 | نویسنده : حسین


برچسب‌ها: من هیچوقت

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 19:12 | نویسنده : حسین


برچسب‌ها: اصل زندگی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 18:53 | نویسنده : حسین

ناشنوا باش وقتی همه



از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...


برچسب‌ها: ناشنوا باش

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 22:25 | نویسنده : حسین

مهم‌ترين گام براي رسيدن به خواسته‌ها،

"درست طلبيدن" است. (بيل گيتس)


برچسب‌ها: مهم‌ترين گام

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 0:58 | نویسنده : حسین


تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 0:53 | نویسنده : حسین


تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 23:16 | نویسنده : حسین



تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 23:14 | نویسنده : حسین



تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 23:12 | نویسنده : حسین


تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 23:9 | نویسنده : حسین


تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 19:55 | نویسنده : حسین

عرض کردم میخواهم داناترین مردم باشم؟
حضرت فرمود از خدا بترس

عرض کرد میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم؟
حضرت فرمود شب و روز قرآن بخوان

 عرض کردم میخواهم همیشه دل من روشن باشد؟

حضرت فرمود که یاد مرگ را فراموش مکن

عرض کرد میخواهم همیشه در رحمت حق باشم؟
حضرت فرمود با خلق خدا نیکی کن

عرض کرد میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد؟

حضرت فرمودهمیشه توکل بخدا کن

عرض کرد میخواهم در چشم مردم خوار نباشم؟
حضرت فرمود پرهیزکار باش

عرض کرد میخواهم عمر من طولانی باشد؟
حضرت فرمود صله رحم کن

عرض کرد میخواهم روزی من وسیع گردد؟
حضرت فرمود همیشه با وضو باش

  عرض کرد میخواهم به آتش دوزخ نسوزم؟
حضرت فرمود چشم و زبان خودرا ببند

عرض کرد میخواهم بدانم گناه به چه چیز ریخته می شود؟
حضرت فرمود تضرع و توبه به حال بیچارگی

عرض کرد میخواهم سنگین ترین مردم باشم؟
حضرت فرمود از کسی چیزی مخواه

عرض کرد میخواهم پرده عصمتم دریده نشود؟
حضرت فرمود پرده ی عصمت کسی را مدر

عرض کرد میخواهم که گورم تنگ نباشد؟
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره ی تبارک

عرض کرد میخواهم مال من بسیار شود؟
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره ی واقعه هر شب

عرض کرد میخواهم فردای قیامت ایمن باشم؟
حضرت فرمود میان شام و خفتن به ذکر خدا مشغول باش

عرض کرد میخواهم خدای تعالی را در نماز حضور یابم؟
حضرت فرمود در وقت وضو گرفتن بسیار دقت کن

عرض کرد میخواهم از خاصان باشم؟
حضرت فرمود در کارها راستی و درستی پیشه کن

عرض کرد میخواهم برای من عذاب قبر نباشد؟
حضرت فرمود جامه ی خود را پاک نگهدار

عرض کرد میخواهم در نامه ی عمل من گناه نباشد؟

حضرت فرمود با پدر و مادرت به نیکی رفتار کن



تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 20:32 | نویسنده : حسین


تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 20:30 | نویسنده : حسین


تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 20:29 | نویسنده : حسین


تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 20:25 | نویسنده : حسین


تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 22:12 | نویسنده : حسین

صداقت در مقابل سیاست دیگران سادگیست

و

سیاست در مقابل صداقت دیگران خیانت است...


"دکتر علی شریعتی"



تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 22:10 | نویسنده : حسین

 

خداوندا :
این یکی دعا نیست ،
یه خواهشه ،
یه التماسه ؛
مهربانی را به قلب ما بازگردان … برای همیشه



تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 22:8 | نویسنده : حسین

آنروزکه سقف خانه هاچوبی بود!

گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود!

امروزبنای خانه ها سنگ شده!

دلهاهمه با بنا هماهنگ شده!



تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 18:52 | نویسنده : حسین

 بچه بودیم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردای قوی .


 بزرگ شدیم دخترا عاشق مردای قوی شدن و پسرا عاشق عروسک ... 



تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 18:43 | نویسنده : حسین

نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی را خراب نمی کند؛


من از سکوت موریانه ها می ترسم ...!



تاريخ : دوشنبه ششم آبان 1392 | 15:3 | نویسنده : حسین


خدای عزیزم! مرا گفتی از رگ گردن به تو نزدیک ترم!

آخ! چه زیــبـــــا گـفـتـی...

اگر ذره ای از محبتت نباشد زندگانی بر من تمام است.



تاريخ : دوشنبه ششم آبان 1392 | 14:59 | نویسنده : حسین

یک عمر برای دیگران زیستن, خندیدن, گریستن,

برای دیگران پنهان کردن, تنفر ورزیدن, دل بستن...

چه مسیر یک طرفه ای می شود زندگی کردن



تاريخ : شنبه بیست و هفتم مهر 1392 | 22:27 | نویسنده : حسین

پرسیدند : دوستش داری ؟

گفتم : دنیای من است

گفتند : دوستت دارد ؟

گفتــــم : تنـهـــا ســـوال مـــن اســت . . .



تاريخ : شنبه بیست و هفتم مهر 1392 | 22:8 | نویسنده : حسین
دوستی می گفت می خواهم داستان واقعی برایت تعریف کنم و گفت:

مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار

میزنه سوارش میکنه ، مسافر صندلی جلو میشینه


یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه : آقا منو میشناسی ؟

راننده میگه : نه

در این زمان راننده برای یک مسافر خانم که دست تکان میده نگه میداره

خانومه عقب میشینه

مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی ؟

راننده میگه : نه. شما ؟

مسافر مرد میگه : من عزرائیلم

راننده میگه : برو بابا هالو گیر آوردی ؟

یهو خانومه از عقب به راننده میگه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین ؟!!!

راننده تا اینو میشنوه شوکه میشه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه .

بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن… نمی دونم چرا ، اما با شنیدن این داستان ناخودآگاه یاد این

جمله حکیم ارد بزرگ افتادم : در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای

سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .


--------------------------------------------------------------------lمنبع



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 | 8:51 | نویسنده : حسین

اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست؛


بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.


برچسب‌ها: اگر, بتوانی, دیگری